-با نام خدای مهربان و یگانه فرمانروای جهان هستی
درود برتوی قدرتمند و بینظیر
من مصطفی نیک زاد هستم.
خوشحالم که اینجا هستی، چون این صفحه فقط یک متن نیست؛ یک آینه است. میخواهم با هم به عمیقترین لایه های ذهنت نگاه کنیم؛ همان جایی که باورها زندگی میکنند و سرنوشت ما را میسازند.
قصه ای که همه جای دنیا تکرار میشود
بیا از یک واقعیت تلخ شروع کنیم. در تمام دنیا، یک قصه ی مشترک وجود دارد: اینکه افراد ثروتمند دزدند، غارت کردند، خون مردم را در شیشه کردند. این حرف را فقط در ایران نمیشنوی. من در امارات، برزیل، آمریکا، کانادا، کره و ژاپن با آدمهای مختلفی صحبت کرده ام و از نزدیک دیده ام که همین نگرش در ذهنشان ریشه دوانده است.
در کشورهای مذهبی میگویند: «هرکس ثروتمند شود، از خدا دور میشود.» و در کشورهایی که دین دیگری دارند، همین باور با واژه های دیگر تکرار میشود. آنجا نمیگویند خدا، میگویند «نیروی برتر»، «خدای درون» یا «خدای فراوانی ها». اما پیام یکی است و نتیجه یکی: ثروت بد است، ثروتمند شدن خطرناک است.
و همین باور است که اجازه نمیدهد ما به سمت ثروت حرکت کنیم.
باورهای قدیمی، مختص ایران نیست
میخواهم این نکته را عمیقاً درک کنی: این قصه مربوط به مذهب خاصی نیست، مربوط به کشور خاصی هم نیست. این یک باور کهنه و مخرب است که همه جا وجود دارد. من با آدمهای زیادی رو در رو صحبت کرده ام و دیده ام که حتی در پیشرفته ترین کشورها هم همین باورهای محدودکننده در ذهن مردم زنده است.
و نتیجه اش چیست؟ ببین چند درصد آدمها واقعاً موفق میشوند. در خوشبینانه ترین حالت، فقط یک تا پنج درصد. بقیه، نود و پنج درصد، در همان چرخه ی فقر و نارضایتی میمانند.
پس آن پنج درصد چه کردند؟
آن پنج درصد از کره ی مریخ نیامده اند. آنها همینجا، روی همین کره ی زمین، در همین شرایط زندگی کرده اند. تفاوتشان فقط در یک چیز است: باورشان.
آنها باور کردند که هرچه ثروتمندتر شوند، بیشتر به خلق خدا کمک میکنند، بیشتر به جهان خدمت میکنند و بیشتر در گسترش و توسعه ی هستی سهم دارند. آنها ثروت را نفرین ندیدند؛ آن را ابزار دیدند.
و آن نود و پنج درصد چه کردند؟ آنها ذهنشان را رها گذاشتند. ورودی های منفی را بی اجازه وارد کردند و اجازه دادند افکار مخرب مثل علف هرز در فضای ذهن شان رشد کند و همه جا را بگیرد.
خطرناکترین باور: «ثروت دست عده ای خاص است»
حالا به یک باور بسیار مخرب دیگر برسیم که در همه جای دنیا شنیده میشود: «ثروت دست یک عده ی خاص است و به ما نمیرسد.»
این حرف را در برزیل میشنوی، در ژاپن، در کره، در استرالیا و حتی خیلی از ایرانی های مقیم امارات میگویند: «ثروت مال اماراتی هاست، مال یک سرمایه دار خاص است و به ما نمیرسد.»
اما میدانی این جمله در واقع چه میگوید؟
این جمله میگوید کسی هست که مانع رسیدن ثروت به توست. یعنی تو داری برای خدا شریک قائل میشوی. یعنی عملاً میگویی خدایی وجود ندارد که بتواند این درها را برایت باز کند و قدرت واقعی دست آن «عده ای خاص» است.
و خداوند میفرماید که تمام گناهان را می بخشم، اما شرک را نه. این باور، آدمها را فقیر نگه داشته است؛ در برزیل، در ژاپن، در کره و در هر جای دیگری که این قصه تکرار میشود.
تو میتوانی این باور را پاک کنی
از تو میخواهم با قدرت و اقتدار این مسیر را طی کنی. باورهای قدیمی و محدودکننده را برای همیشه از ذهنت پاک کن. باورهای قدرتمندکننده را در آن بکار و ورودی های ذهنت را کنترل کن.
بپذیر که ثروت به طرز معجزه آسایی وارد زندگی ات میشود. آن پنج درصد به ثروت رسیدند چون باور کردند و باورهای قوی را در ذهنشان کاشتند. اگر آنها توانستند، ما هم میتوانیم. اگر یکی از آن «خاص ها» توانست به ثروت برسد، پس تو هم میتوانی — به شرط اینکه خودت را باور کنی و ایمان داشته باشی.
تفاوت اصلی کجاست؟
بگذار یک سؤال از تو بپرسم: چقدر خودت را باور داری؟ چقدر ورودی های ذهنت را کنترل میکنی؟ چقدر مصمم هستی؟
تفاوت بین آن پنج درصد و نود و پنج درصد، دقیقاً همینجاست:
– آن پنج درصد، بهشدت مراقب ورودیهای ذهنشان هستند و مدام باورهای جدید، مثبت و قدرتمند را وارد ذهنشان میکنند و به آنها خوراک میدهند.
– آن نود و پنج درصد، ذهنشان را باز گذاشته اند و میگویند «ما بیچاره ایم، ما بدبختیم، ما از بدبخت آفرینش هستیم» و با تمام وجود به بدبختی فکر میکنند.
نتیجه؟ افکار منفی در ذهنشان لانه کرده و مثل رسوب ته ذهنشان نشسته است. بیرون آوردن این رسوب آسان نیست؛ شاید یک، دو یا حتی سه سال کار مداوم لازم باشد. اما کسی که قدرتمند باشد، این کار را انجام میدهد.
ذهن، سرنوشت را میسازد
ببین، تفاوت آن پنج درصد و نود و پنج درصد در یک چیز خلاصه میشود: کنترل ورودی ها.
آن پنج درصد، ذهنشان را پر میکنند از باورهای قدرتمند و مثبت، تا کل فضای ذهنیشان شکل بگیرد. اما نود و پنج درصد، ذهنشان را رها کردهاند و باورهای منفی مثل علف هرز همه جا را گرفته است. آنها در آشفتگی مطلق زندگی میکنند، حالشان هیچوقت خوب نمیشود و به ثروت قابل قبولی هم نمیرسند.
چرا؟ چون ذهنشان را رها کرده اند و اجازه داده اند نشخوارهای فکری و افکار منفی بیاید، وارد شود و رسوب کند.
داستان زندگی من از آنجایی شروع شدکه من به قدرت درون خود پی بردم و دریافتم که چیزی به نام غیرممکن وجود ندارد غیرممکن ها فقط و فقط در ذهن ما رخ میدهد و واقعیت خارجی ندارد من با کمک مهندسی ذهن و تمرکز بر روی ارتعاشات کوانتومی ذهنی خود توانستم عملکرد عضو آسیب دیده خودم را از 5% به 99% برسانم و این عملکرد را مدیون خدای فراوانی ها هستم که این روحیه جنگنده و پر از انرژی و سراسر انگیزه را به من عطا کرد و من هم به خدای فراوانی ها قول دادم که این توانایی را به همنوعانم ازطریق آموزش هام انتقال دهم و تا به امروز باکمک خدای فراوانی ها توانستم به هزاران انسان در ایران و خارج از ایران کمک کنم تا به تندرستی و ثروت و خوشبختی و عشق مورد علاقه شان دسترسی پیدا کنند و از این بابت ازخدای فراوانی ها قدردان و سپاس گزارم
ازطریق اپلیکیشن ایتا برای داخل ایران و وات سپ برای خارج ازایران
صفحه اینستاگرام آکادمی مهندسی ذهن
کانال تلگرام آکادمی مهندسی ذهن
کانال یوتیوب آکادمی مهندسی ذهن
کانال ثردز آکادمی مهندسی ذهن
