جستجو کردن

سه ستون سرنوشت:اول باور، دوم انگیزه، سوم تعهد.

0 دیدگاه
15 دقیقه برای مطالعه

با نام ویاد خدای مهربان وبه نام یگانه فرمانروای جهان هستی

خلاصه ای ازفایل صوتی وتصویری

"سه ستون سرنوشت:اول باور، دوم انگیزه، سوم تعهد. "

امیدوارم حالت عالی باشد و همه ی اتفاق های خوب برایت ساخته شده باشد — توسط خودِ خودِ خودت، و با کمک خدای فراوانی ها. همیشه دستت را به سمت او دراز کن، چون هرچه بیشتر از خدا کمک بگیریم، اتفاق های خوب سریعتر و راحت تر برای ما ساخته میشوند.
خیلی ها میگویند «من انگیزه ندارم.»
اما ریشه ی مشکل جای دیگری است.
‌
سه ستون سرنوشت: باور، انگیزه، تعهد
‌
میخواهم امروز یک فرمول ساده اما سرنوشت ساز را با تو در میان بگذارم. کل مسیر موفقیت در سه کلمه خلاصه میشود: باور، انگیزه، تعهد. اما این سه، یک ترتیب دقیق دارند و هیچکدام بدون دیگری معنا ندارد.
‌
اول باور، دوم انگیزه، سوم تعهد.
‌
به همان اندازه ای که باور داری، انگیزه ات بالا میرود. وقتی انگیزه ات بالا رفت و تعهد هم به آن اضافه شد، تو بردی. به مقصد رسیدی.
‌
پس اولین سؤال این است: چقدر خودت را باور داری؟ آن کاری که میخواهی شروع کنی، چقدر خودت را لایقِ استارت زدنش میدانی؟ چقدر باور داری که میتوانی از آن کار درآمد بسازی؟ به همان اندازه ای که برای خودت ارزش قائل هستی، میتوانی در آن کار به موفقیتی بزرگ برسی.
‌
با خودت مهربان باش
‌
اما یک شرط مهم دارد: خودت را تخریب نکن. به خودت مشت نزن. اگر در مسیر به مشکلی خوردی — و قطعاً میخوری — ناسزا نگو. نگو «چرا من؟» بگو: «این مشکل آمده تا من را قدرتمندتر کند.»
‌
باور قدرتمندکننده فقط یک جمله گفتنی نیست؛ یک تجربه ی واقعی است. باور قدرتمند یعنی اینکه به هر مانع و مشکلی که بخورم، قطعاً از آن عبور میکنم. وقتی این را با تمام وجود بگویی، آنقدر به خودت قدرت داده ای که موانع، به طرز عجیبی از مسیر تو کنار میروند. چرا؟ چون تو خودت را بسیار قویتر و بزرگتر از آن مانع دیده ای.
‌
خیلی ها میگویند: «مشکل خیلی بزرگ است، نمیشود.» اگر اینطور فکر کنی، بله، قطعاً باخته ای. مشکل آنقدر بزرگ میشود که تو از میدان بیرون میروی. چون تو خودت را ریز میبینی و مشکل را گنده. و این همان باور محدودکننده است؛ باوری که هیچ کمکی به تو نمیکند و فقط تو را از مسیر خواسته هایت دور میکند.
‌
اما وقتی باور قدرتمندکننده را در ذهنت شکل میدهی، میگویی: «آن مشکل ریز است. من از تمام موانع عبور میکنم.» باورها را در ذهن میکاری، روی ذهنت کار میکنی، و مهمتر از همه، اولین قدم قدرتمند را برمیداری. حرکت میکنی. آنوقت باورها قویتر میشوند و موانع، آنقدر کوچک میشوند که دیگر حتی نمی بینی شان. از رویشان رد میشوی.
‌
چرا انگیزه نداریم؟

بگذار به ریشه ی یک درد مشترک برسیم. خیلی از آدمها میگویند: «من انگیزه ندارم.» اما چرا؟ دلیل اصلی این است که باور ندارند.
‌
اگر من واقعاً باور داشتم که میتوانم ماهی ده هزار دلار درآمد داشته باشم، انگیزه ام آنقدر قوی میشد که شبانه روز تلاش میکردم. پس نکته ی کلیدی این است: من خودم را باور ندارم. خودم را لایق آن درآمد نمی بینم. خودم را ضعیفتر از آن میبینم.
‌
یادم میآید با راننده ی اسنپی صحبت میکردم. از درآمدش پرسیدم. گفتم میتوانی سه برابر این را داشته باشی؟ گفت: «سه برابر؟! یعنی هزار دلار؟» انگار سالها از آن عدد دور بود. مشکل او درآمد نبود؛ باورِ او بود. به همان اندازهای که خودت را باور داشته باشی، به آن عدد میرسی.
‌
پیش نیاز انگیزه، باور است
‌
پس ترتیب کار مشخص شد: پیش نیاز تعهد، انگیزه است. پیش نیاز انگیزه، باور است. و باور از همه مهمتر است.
‌
اما یک نکته ی ظریف: تا وقتی هدفی نداشته باشی، باوری هم شکل نمیگیرد. وقتی هیچ آینده ی روشنی برای خودت تصویر نکرده ای، وقتی اهدافت را ننوشته ای، اصلاً وارد میدان باورها نشده ای.
‌
به محض اینکه اهدافت را روشن کنی و کامل بنویسی، باورها پیدا میشوند. آنوقت باید ببینی به کدام سمت حرکت میکنی: به سمت باورهای محدودکننده یا باورهای قدرتمندکننده؟
‌
اگر به سمت باورهای قدرتمندکننده بروی، انگیزه در درون تو شکل میگیرد و به طرز خودکار تزریق میشود. اما اگر به سمت باورهای محدودکننده بروی، حتی اگر لحظه ای انگیزه بگیری، آن انگیزه میپرد و میرود. و وقتی انگیزه نداشته باشی، هیچ حرکتی نمیکنی.
‌
انگیزه را کسی به تو نمیدهد
‌
میخواهم یک حقیقت را صریح بگویم: انگیزه را قرار نیست من برای تو ایجاد کنم. انگیزه را باید خودِ خودِ خودت خلق کنی. هیچکس نمیتواند به تو انگیزه بدهد جز خودت.
‌
انگیزه یک اتفاق بیرونی نیست؛ یک نتیجه ی درونی است. وقتی در مسیر درست قرار میگیری و حرکت میکنی، آن باور قدرتمند، خودش انگیزه را درونت روشن میکند.
‌
از عموم مردم فاصله بگیر
‌
آن باورهای محدودکننده ای که هر روز در ذهنت شکل میدهی و بزرگشان میکنی، همان هایی هستند که تو را زمین گیر میکنند. نشستن در جمع و گفتن اینکه «اوضاع خراب است، اقتصاد بد است، پول نیست، دلار بالا میرود» — اینها باورهای محدودکننده را در ذهنت فرو میکنند و مثل رسوب، یک هفته، یک ماه، حتی سه ماه درگیرت میکنند.
‌
اگر میخواهی انگیزه ات بالا برود، این رفتارها را تکرار نکن. دنبال عموم مردم نرو. اگر عموم مردم بلد بودند خودشان را به موفقیت برسانند، که دیگر این وضعیت نبود.

فقط و فقط مسیر خاص خودت را برو. عاشق خودت باش و مسیر منحصربه فرد خودت را بساز. آنهایی که دنبال راهِ دیگران میروند، به هیچ جا نمیرسند. باید مسیر خاص خودت را طراحی کنی، ایمان داشته باشی و متعهد باشی. این مسیر، بسیار پرسود خواهد بود.
‌
پایانِ ماجرا: تعهد
‌
پس دوباره مرور کنیم: باور، انگیزه، تعهد. تعهد پیش نیازش انگیزه است. انگیزه پیش نیازش باور است. و باور، از همه مهمتر است.
‌
وقتی باورهای قدرتمندکننده را در ذهنت بسازی، انگیزه به صورت خودکار میآید سراغت. وقتی انگیزه ات بیشتر شود، متعهد میشوی. و وقتی متعهد شدی، خدا عاشق تو میشود. میگوید: «این بنده ی من، چه باور قدرتمندکننده ای دارد! چه انگیزه ای! چه تعهد عالی!»
‌
آنوقت منحصر به فرد میشوی. آدم خاصی میشوی که دیگر دنباله رو بقیه نیست. همه در حسرت می مانند و می پرسند: «این انگیزه را از کجا آوردی؟» و تو میدانی پاسخ چیست: آن را خودت ساختی.
‌
تو بینظیری
‌
باور، انگیزه و تعهد را در ذهنت حک کن. انشاءالله نتایج عالی بگیری. و حتماً نتایج عالی که گرفتی را در انتهای همین صفحه برام کامنت بگذار تا اهداف و اتفاق های خوبی که برایت رخ داده را بخوانم و لذت ببرم.
‌
تو بینظیری. تو قدرتمندی. و همه ی اتفاق های خوب برای تو ساخته خواهند شد.

فایل تصویری"سه ستون سرنوشت:اول باور، دوم انگیزه، سوم تعهد." 92مگابایت15دقیقه
دانلود رایگان
فایل صوتی "سه ستون سرنوشت:اول باور، دوم انگیزه، سوم تعهد." 8مگابایت15دقیقه
دانلود رایگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *