عنوان مقاله:
از شرکِ پنهان تا معجزهی فراوانی:
چرا به جای خدا، التماسِ خلق میکنیم؟
در دنیای پرشتاب امروز، جایی که همه درگیر نمایشِ موفقیت، تبلیغاتِ پرزرق و برق و تلاش برای جلب توجه هستند، یک سوال بنیادین و تکاندهنده مطرح میشود: چرا با وجود تمام امکانات، هنوز در میانهی کمبود و درماندگی گیر کردهایم؟ پاسخ این سوال، در جایی فراتر از استراتژیهای بازاریابی و در لایههای عمیقِ باورهای ما نهفته است. ما درگیرِ یک «شرکِ پنهان» شدهایم؛ شرکی که قدرتِ رشد ما را سلب کرده است.
### پارادوکسِ انیشتین: چرا او فراتر از همه بود؟
برای درک این موضوع، باید به شخصیت آلبرت انیشتین نگاه کنیم. انیشتین تنها یک دانشمند نبود؛ او یک «خداشناسِ واقعی» بود. او نه یک بازیگر بود که با چهرهاش توجه جلب کند و نه یک نویسنده که با کلماتش خودنمایی کند. او هیچ «نمایشِ اجتماعی» برای کسب شهرت انجام نداد، اما با این حال، بزرگترین استقبال تاریخی را در جهان تجربه کرد.
راز شهرت بینظیر او در یک کلمه خلاصه میشود: «موحد بودن». انیشتین دستش را به سمت خلقِ خدا دراز نکرد؛ او مستقیم به سوی «فکرِ خدا» و فرمانروای جهان حرکت کرد. او به جای اینکه در جزئیاتِ مادی و دنیوی غرق شود، سعی کرد زبانِ هستی را از طریقِ پیوند با خالق کشف کند. او به جای التماس از بندگان، با باور به قدرتِ بینهایتِ آفریدگار، مسیرش را باز کرد.
### تلهی التماس: وقتی به جای خدا، به بندگان میچسبیم
بسیاری از ما در مسیرِ کسبوکار و زندگی، دچار یک خطای استراتژیک و روحانی میشویم. ما وقتی در ادارهای گیر میکنیم، وقتی در بانک با مشکل مواجه میشویم یا وقتی در بازار با کمبودِ مشتری روبرو میشویم، اولین واکنش ما «التماس کردن» است. اما نه التماسِ خدا، بلکه التماسِ کارمند، رئیس، مدیر یا فلان اینفلوئنسر!
ما میگوییم: «تو رو خدا این کار من را انجام بده»، «تو رو خدا این پیج را تبلیغ کن»، «تو رو خدا این پیج را فالو کن». ما در واقع داریم برای دریافتِ نیازهایمان، به خلقِ خدا متوسل میشویم. این رفتار، در حقیقت یک نوع «نگاهِ کمبود» است. وقتی تو به کسی میگویی «لطفاً مرا تبلیغ کن»، یعنی در اعماق وجودت باور داری که قدرتِ رسیدن به مشتری و مخاطب، در دستِ اوست، نه در دستِ خالقِ هستی.
این یک فاجعه است! ما در نوبت ایستادهایم تا از بندگان، چیزی بخواهیم که خودِ خدا، رایگان و بیدردسر و با شکوهِ تمام، برای ما فراهم میکند. ما به جای اینکه روی «کیفیتِ کار» و «ارائهِ عالی» تمرکز کنیم تا دنیا ما را دهان به دهان و بصورت رایگان تبلیغ کند، درگیرِ التماس برای دیده شدن هستیم.
### درسهای بزرگ از قهرمانانِ فراوانی
اگر به الگوهای موفقیت نگاه کنید، متوجه میشوید که آنها با «نگاهِ کمبود» زندگی نمیکنند؛ آنها با «نگاهِ فراوانی» حرکت میکنند.
– ایلان ماسک: او چگونه توانست خودروهایی را پیشفروش کند که هنوز حتی از خط تولید خارج نشده بودند؟ آیا او به تبلیغاتِ سنتی و هزینههای گزافِ بازاریابی تکیه کرد؟ خیر. او به «باور» چسبیده بود. او به قدرتِ خود و به خدایِ درونِ خود ایمان داشت. او میدانست که اگر مسیر درست باشد، جهان خود به دنبال او خواهد آمد.
– آقای ساعدی نیا: تولیدکنندهی بزرگ سوهان که محصولاتش به ۶۵ کشور صادر میشود. در ابتدای راه، همه او را مسخره میکردند. او به جای اینکه به حرفهای مردم (خلق) گوش دهد، چشمانش را بست و گوشهایش را بست و تنها به هدفی که از سوی خدا در قلبش بود، چشم دوخت. او به جای التماس برای بازار، بازار را با کیفیت و باورِ خود خلق کرد.
– آقای یونس ژائله: مدیری که محصولاتش را به ۶۵ کشور میرساند. او هم مانند دیگران، نگاهی به «فراوانی» دارد. او میداند که جهان لبریز از ثروت است.
### تفاوت نگاهِ کمبود و نگاهِ فراوانی
تفاوت اصلی در این است:
در نگاهِ کمبود: ما میخواهیم از دیگران «بگیریم». پس به سراغ تبلیغاتِ اجباری، التماس به اینفلوئنسرها و تلاش برای «گرفتنِ توجه» میرویم. نتیجه؟ خروجی ضعیف، هزینهی زیاد و بازدهیِ بسیار کم.
در نگاهِ فراوانی: ما میخواهیم آنچه را داریم، «ارائه دهیم». ما میدانیم که در اقیانوسی از ثروت و فرصتها هستیم. ما روی کیفیت، ارزشآفرینی و ارتباط با خالق تمرکز میکنیم. در این حالت، وقتی شما کار باکیفیتی انجام دهید، خودِ جهان شروع به تبلیغِ شما میکند؛ بدون اینکه حتی یک قرانی هزینه کنید!
### چگونه از این دانش در کسبوکار خود استفاده کنیم؟
اگر میخواهید در کسبوکار خود به نتایج بینظیر برسید، این سه گام را به یاد داشته باشید:
اول: دست از التماسِ خلق بردارید.
یاد بگیرید که هیچ انسانی (هیچ اینفلوئنسری، هیچ کارمندی، هیچ قدرتمندی) قدرتِ تغییرِ سرنوشت شما را ندارد. وقتی به دنبالِ میانبرهایِ مبتنی بر التماس هستید، در واقع دارید قدرتِ خود را به دیگران واگذار میکنید.
دوم: به سمتِ خدایِ فراوانیها حرکت کنید.
به جای اینکه در ذهن خود بگویید «بازار کم است»، «مشتری نیست» یا «پول ندارم»، بگویید: «من در اقیانوسی از فرصتها هستم و من میدانم چطور این فرصتها را با کمکِ خالق، به واقعیت تبدیل کنم.»
سوم: بر کیفیت و ارزشآفرینی تمرکز کنید.
وقتی کار شما «اوکی» باشد و با نگاهی مبتنی بر «ارائه»، جهان در برابر شما زانو میزند. کیفیت، بهترین تبلیغکننده است. وقتی شما به سمتِ خدا حرکت کنید، او مسیرها را برای شما هموار میکند، به گونهای که مات و مبهوت میمانید، از شکوهِ نتایج شگفتزده خواهید شد.
### سخن پایانی: شما بسیار قدرتمند هستید
دوستانِ عزیز و بینظیر من، شما لایق و ارزشمند هستید. هر زمان که خود را ارزشمند بدانید و دستتان را به جای خلق، به سوی «خدایِ فراوانیها» دراز کنید، جهان فراوانی رابرای شما سرازیر خواهد کرد.
یاد بگیرید که به جای «گداییِ توجه»، «خالقِ ارزش» باشید. یادتان باشد، وقتی شما به سمتِ خدا حرکت میکنید، او شما را به شکلی تبلیغ میکند که حتی در خواب هم از نتایجش شگفتزده خواهید شد.
تندرست و ثروتمند باشید.
—
مصطفی نیکزاد
مهندسی ذهن و شکوفایی توانمندیهای انسانی
داستان زندگی من از آنجایی شروع شدکه من به قدرت درون خود پی بردم ودریافتم که چیزی به نام غیرممکن وجود ندارد غیرممکن هافقط وفقط دردرذهن ما رخ میدهد و واقعیت خارجی ندارد من باکمک مهندسی ذهن و تمرکز بر روی ارتعاشات کوانتومی ذهنی خود توانستم عملکرد عضو آسیب دیده خودم را از 5%به 99%برسانم و این عملکرد را مدیون خدای فراوانی ها هستم که این روحیه جنگنده و پراز انرژی و سراسر انگیزه را به من عطا کرد و من هم به خدای فراوانی ها قول دادم که این توانایی را به همنوعانم ازطریق آموزش هام انتقال دهم و تا به امروز باکمک خدای فراوانی ها توانستم به هزاران انسان در ایران و خارج از ایران کمک کنم تا به تندرستی و ثروت و خوشبختی و عشق مورد علاقه شان دسترسی پیدا کنند و از این بابت ازخدای فراوانی ها قدردان و سپاس گزارم
ازطریق اپلیکیشن ایتا برای داخل ایران و وات سپ برای خارج ازایران
صفحه اینستاگرام آکادمی مهندسی ذهن
کانال تلگرام آکادمی مهندسی ذهن
کانال یوتیوب آکادمی مهندسی ذهن
